هوش و تحصیلات دانشگاهی در استخدام افراد بی ثمر است

باک می گوید ما به این نتیجه رسیده ایم که معدل دانشگاهی افراد و نتایج تست هوش، به عنوان معیاری برای استخدام افراد هیچ ارزشی ندارد، و به ما ثابت شده است که با این دو فاکتور نمی توان هیچ چیزی را درباره ی قابلیت های فرد در محیط کار پیش بینی کرد. او همچنین اضافه می کند تعداد کارکنان گوگل که تحصیلات دانشگاهی ندارند به مرور زمان به شدت روبه افزایش است، در بعضی از تیم ها بیش از 14 درصد اعضا تحصیلات آکادمیک ندارند.

فکر می کنم پدر مادرهایی که برای شغل آینده ی فرزاندانشان نگرانند بهتر است سری به گوگل زده و نظرات آقای باک را بشنوند.

باک می گوید: منظور من را اشتباه متوجه نشوید، نمرات خوب دانشگاهی هیچ ضرری ندارد، در شرکت ما مشاغلی هستند که به مهارت ریاضیات، محاسبه و برنامه نویسی نیاز دارند، بنابراین اگر این نمرات واقعا توانایی فرد در این زمینه ها را منعکس کند، قابل قبول بوده و به عنوان نقطه قوت و امتیاز مثبت برای فرد تلقی خواهد شد. اما در زمینه استخدام در گوگل ما باید حواسمان را به چیزهای بیشتری هم جلب کنیم.

هنگام استخدام افراد 5 نکته برای ما بسیار مهم است، اول این که اگر شغل مورد نظر یک کار تکنیکی باشد ما توانایی برنامه نویسی فرد را مورد نظر قرار می دهیم. اما در مورد تمامی مشاغل در گوگل اولین چیزی که ما بررسی می کنیم توانایی شناخت عمومی فرد است و این اصلا ارتباطی به هوش فرد و آی کیو ندارد، مهارت شناختی یعنی توانایی یادگیری فرد، یعنی فرد بتواند سریع مسائل را پردازش کنید، یعنی فرد بتواند تکه های پراکنده ی اطلاعات را به هم چسبانده و نتیجه گیری کند. ما برای ارزیابی این مهارت در فرد از یک سری مصاحبه های ساختاریافته ی رفتاری استفاده می کنیم.

مهارت دومی که ما به آن نیازداریم، مهارت مدیریت در فرد است، مدیریت سریع و موثر که با معنای سنتی آن در تضاد کامل است. رویکرد مدیریت سنتی یعنی عناوین ، یعنی شما مدیر کل باشید یا مثلا قائم مقام فروش باشید، و اینکه بتوانید به سرعت به این مقام دست یابید، اما این چیزها اصلا برای ما مهم نیست، چیزی که ما به آن اهمیت می دهیم این است که وقتی مشکلی یا مسئله ای به وجود می آید شما عضوی از یک گروه هستید و مدیریت از نظر ما یعنی این که شما چگونه در زمان مناسب وارد عمل شده و شرایط را با استفاده از مهارت هایتان کنترل می کنید. همچنین آیا شما به موقع عقب نشینی می کنید؟ آیا پس از انجام وظیفه تان، دست از رهبری برداشته و به دیگران اجازه می دهید کنترل امور را به دست گیرند. چون چیزی که برای یک رهبری تاثیرگذار حیاتی است این است که شما به راحتی دست از قدرت بکشید و به موقع با کمال میل قدرت را واگذار کنید.

تواضع و مالکیت دو خصوصیت دیگری است که شدیدا برای ما مهم است. حس مالکیت از نظر ما یعنی مسولیت پذیری، یعنی به موقع وارد عمل شدن، و برای حل مشکلات پیش قدم شدن. همچنین تواضع یعنی به موقع دست از کار کشیدن، عقب رفتن و با آغوش باز و طیب خاطر راه را برای ایده های بهتر باز کردن. هدف نهایی شما کاری است که ما همه باهم برای حل یک مسئله انجام می دهیم. یعنی سهم خودتان را انجام داده و کنار بروید.

همچنین تواضع تنها به این معنی نیست که شما فضا را برای خلاقیت و کار کردن دیگران باز بگذارید بلکه بدون فروتنی شما دانش کسب نکرده و توانایی یادگیری خود را از دست خواهید داد. به همین دلیل است که تحقیقات نشان می دهد افرادی که با بالاترین درجات علمی از بهترین دانشگاه ها فارغ التحصیل شده اند، پس از مدتی دچار رکود خواهند شد. افرادی که زیادی موفق اند کمتر شکست می خورند و به همین خاطر یاد نمی گیرند چگونه از شکست هایشان، آموزش ببینند.


در مصاحبه ای که آدام برایانت با آقای لازلو باک، معاون منابع انسانی گوگل، یکی از موفق ترین شرکت های جهان، انجام داده است مطالب بسیار جالبی مطرح شده که طی آن ارزیابی دو فاکتور هوش و تحصیلات دانشگاهی را در استخدام افراد بی ثمر می نامد.


93/11/12